تبليغاتX
جام جم

بر زبان بود تو را، آنچه مرا در دل بود
 

 
 
 
نوشته شد:  امیر حسین    | لینک 

چيز هايي براي آموختن

 

ماه عسل

 

   اگر يادتان باشد، دو سه سال قبل در اوكراين حركتي ملي عليه نيروهاي تماميت خواه و وابسته به روسيه انجام گرفت. مردم برای باطل کردن يك انتخابات تقلبي به خیابانها آمدند. يانكوويچ كه از نيروهاي نزديك روسيه بود را به زير كشيدند و ويكتور يوشچنكو را به رياست جمهوري انتخاب كردند. اين روند شورش گونه، انقلاب نارنجي نام گرفت و با حمايت قاطع مردمی به موفقیت رسید.

 

 

ما انقلاب كرديم يا...

 

   با استقرار يوشچنكو، نخست وزيري به زني رسيد كه سهم اصلي را در برپايي انقلاب داشت. يوليا تيموشنكو، بازوي اجرايي و صاحب اصلي انقلاب نارنجي، صاحب همه اركان اجرايي كشور شد. طولي نكشيد كه فساد مالي او و نزديكانش، در كنار حذف فله اي نيروهاي اجرایی و ضعف در مدیریت اقتصادی، نارضايتي عمومي را بالا برد. پس از مدتي، او با رييس جمهور هم دچار اختلاف شد. درگيري هاي ميان او و رييس جمهور افول هر دو را موجب شد. اعتماد عمومي نسبت به توانايي نيروهاي انقلاب در اداره كشور كاهش يافته بود. انقلاب دو پاره شد.

 

 

  لیبرال فاشیست!

 

   در نهايت رييس جمهور خانم تيموشنكو را بركنار كرد و يكي از نيروهاي میانه رو را جاي او گماشت. تيموشنكو هم به جاي پذيرش فساد مالي و ناتواني خود، همراه قديمي را به جا زدن و وادادگي در برابر نيروهاي ضد انقلاب(!) متهم كرد. از دوستان قديمي جدا شد. بلوك يوليا تيموشنكو [BYT] را پايه ريزي كرد و به انتقاد رییس جمهور پرداخت. مخالفان او به شوخي مي گفتند: او آن قدر از شهرت و قدرت بيزار است كه حتی حاضر نيست نامش برده شود، مگر براي اسم حزب و نخست وزيري!

 

 

انقلاب قهوه اي

 

   انتخابات مجلس در ماه مارس انجام شد. جاذبه شخصي و توانايي سخنوري خانم تيموشنكو، در کنار موضع منتقد او به ساختار حاکمیت، حزب او را به اميد اول انتخابات تبديل كرده بود. انقلاب نارنجي با دو حزب در انتخابات شركت كرده بود. يكي حزب رييس جمهور و ديگري BYT. اما مردم به سوي مخالفان انقلاب چرخيدند. حدود 190 كرسي به مخالفان انقلاب رسيد. 120 كرسي به BYT و 80 كرسي به حاميان رييس جمهور. انقلاب باخته بود، چون ائتلاف رييس جمهور و تيموشنكو تناقض ساختاری داشت. حزب BYT بر اساس مخالفت با روند اصلاحات رييس جمهور بنا شده بود و ائتلاف با رييس جمهور بي معني بود.

 

منو ببخش؛ به فرصتي دوباره!

 

   اما تيموشنكو 180 درجه چرخيد. به رييس جمهوري كه تا ديروز خائن بود، پيشنهاد ائتلاف داد. شرط هم معلوم بود: نخست وزيري خودش. استدلال جالبي هم وجود داشت: "بياييد همه انقلابي ها دوباره دور هم جمع بشويم." مثل خاله بازي! و صد البته رييس جمهور هم مثل تيموشنكو سياستمدار خوبي بود. به سمت مخالفان انقلاب چرخيد. مخالفان انقلاب از ابتدا اعلام کرده بودند که با همه احزاب ائتلاف خواهند کرد. دو رقیب قدیمی با هم به توافق رسیدند. نخست وزیر هم از طرفداران رییس جمهور انتخاب شد. تمام!

 

نتيجه

 

نتيجه ندارد. مگر انشا است؟ اصلا هر کدامتان برای خودتان نتیجه بگیرید.

 


 

به صدق كوش؛ كه خورشيد زايد از نفست     كه از دروغ سيه روي گشت صبح ِ نخست*

 

*صبح نخست، روشنایی محوی است که ساعاتی پیش از طلوع خورشید در آسمان پدید می آید و مبنای اذان صبح است. صبح نخست چنان می نماید که خورشید در حال برآمدن است، اما به سرعت به تیرگی می گراید.

 

 

 

نوشته شد:  امیر حسین    | لینک  | 

نام جاوید وطن

 

   اين اولين سرود ملي ايران استاين هم كليپي از آن كه تا توانسته شعر را غلط نوشته است. پرچمش هم آرم ندارد و من خاطرم نيست اين پرچم کدام کشور است! اصل سرود در زمان مظفر الدين شاه ساخته شده است و سازنده آن Lemair از موسيقيدانان نظامي فرانسوي است. قاعدتاْ شعر عوض شده است، و گرنه هيچ حاكمي در ايران سراغ نداشته ام كه از ذكر نام یا کراماتش در سرود ملي چشم پوشي كرده باشد.

 

   شنيدن اين سرود خاطره انگيز است. شخصا وقتي صداي سالار عقيلي را در اين اجرا تشخيص دادم خوشحال تر شدم. ياد دارم سالياني قبل با يك گروه در جشنواره موسيقي فجر اجرا داشت. در اين سالها كارهايش را دنبال كرده ام. خوشحالم كه هنوز در حال پيشرفت است .

 

   دوست دارم بدانم با شنيدن اين سرود، اول به ياد چه كسي مي افتيد. براي شروع خودم مي نويسم: امير كبير.

 

 

نوشته شد:  امیر حسین    | لینک  |